تبليغاتX
سکوت
سکوت
درد و دل

 

 

آزارم می دهی ... به عمد ...

اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ...

 

نه گله ای

نه شکوه ای

حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است.

 

دیگر چیزی برای دلبستن نمانده است .

انتظار بی مفهوم است .

نه کینه ای ، نه بغضی ، نه فریادی .

فقط صدای نم نم باران ...

این منم که روی وسعت دل زمین می گریم !

 

 



| +| نوشته شده توسط گلناز در یکشنبه هشتم بهمن 1385 ساعت 21:30 |