تبليغاتX
سکوت
سکوت
درد و دل

 

آنکس که می گفت دوستم دارد ، عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت

صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان کردم می گوید : دوستت دارم !

 



| +| نوشته شده توسط گلناز در یکشنبه پنجم آذر 1385 ساعت 11:15 |