تبليغاتX
سکوت
سکوت
درد و دل
عشق و ... ازدواج

 

 

عشق و ... ازدواج

 

عشق معمولا ترس مهیبی به همراه  دارد .تقریبا هر زنی با یک زن خیالی به این دنیا می آید که قصد ربودن محبوب او را دارد . آن زن افسانه ای را که البته زاییده ی خود انسان به دوگانگی است  "آن زن دیگر"  می خوانند . و البته مادامی که انسان از تصویر دخالت دیگری دست برندارد ، پیش نیز خواهد آمد . معمولا زن نمیتواند باور کند مردی که دوست میدارد عاشق خود اوست . از این رو ، به یاری این عبارتهای تاکیدی باید حقیقت را بر ذهن نیمه هوشیار خود نقش کند . چون در واقع تنها یگانگی وجود دارد و بس .

 

 

"چون با یگانه ی جدایی ناپذیر همراهم ، پس با عشق و خوشبختی ِ جدایی ناپذیر خود نیز همراهم ."

"نور خدا در درونم میتابد و هر چه ترس و تردید و خشم و نفرت را می زداید . تجلی عشق خدا در من ، از من مغناطیسی ، مقاومت ناپذیر میسازد ."

"من فقط کمال را میبینم  ، و بجز حق الهی خویش هیچ نمی خواهم ."

"همه را دوست میدارم  و همه دوستم میدارند . او که به ظاهر دشمن من است ، از دَر ِ دوستی در می آید : بسان ِ حلقه ای طلایی در زنجیر خیر و صلاح من ."

"من با خودم و همه دنیا در آشتی و آرامشم . به همگان عشق می ورزم و همگان به من عشق می ورزند ."

"هم اکنون دروازه های شادمانی به رویم گشوده می شوند ."

 

 

 

 

 

اگر ازدواج بر صخره ی استوار یگانگی بنا نشده باشد نمیتواند پابرجا بماند . زن و شوهر باید یک روح باشند در دو بدن . عیسی مسیح گفت : "مرد و زن ، هر دو یک تن خواهند شد."بنابراین ، بعد از آن ، دو نیستند بلکه  یک تن هستند . پس آنچه را خدا پیوست ، انسان جدا نسازد."

تا زن و شوهر همفکر و همدل نباشند و در عالم ذهنی ِ واحدی زندگی نکنند ، به ناچار باید از هم جدا شوند .

اندیشه دارای طیف یا تموجی است بینهایت نیرومند ؛ و آدمی به سوی آفریده های اندیشه ی خویش کشیده میشود .

مثلا زن و مردی پیمان زناشویی بستند و به ظاهر بسیار خوشبخت بودند . مرد به موفقیترسید و با سلیقه تر شد . اما هشیاری ِ زن تکان نخورد و همانجایی که بود ماند . از این رو، در محدودیت می زیست . هرگاه مرد به خرید میرفت ، به سراغ عالی ترین فروشگاهها میرفت و اعتنایی به بهای آنها نمیکرد . هرگاه زن به خرید می رفت ، به سراغ مغازه های حراجی وقیمتهای نازل می رفت .

دنیای فکری مرد ، "بالا شهری" بود و دنیای فکری زن ، "پایین شهری" .

عاقبت نیز چاره ای جز جدایی نبود . اغلب اینگونه جدایی را در زندگی مردان ثروتمند و موفقی که بعدها همسر وفادار سخت کوش صرفه جوی خود را ترک می کنند دیده ایم .

زن باید با جاه طلبیها و ذوق و سلیقه ی شوهرش همگام و هم پرواز باشد و در عالم  ذهنی ِ او زندگی کند . " زیرا آدمی همچنان است که در دل خود می پندارد ."

برای هر انسانی "نیمه ای دیگر" یا انتخاب الهی وجود دارد .

این دو به یک عالم ذهنی تعلق دارند .این دو را خدا بهم پیوند داده است . پس احدی جدایشان نخواهد و نتواند کرد .

این جفت یکی خواهد شد . زیرا طرح الهی ِ هشیاری برتر آنها همسان است .

 

سپاس میگذارم که عقدی در آسمانها بسته شده است ، هم اکنون بر زمین پدیدار خواهد شد . این جفت یکی خواهد شد ، از الان تا ابدالاباد . 

 

 

 

  



| +| نوشته شده توسط گلناز در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 ساعت 21:20 |