تبليغاتX
سکوت
سکوت
درد و دل
شب یلدا

 

یلدا ... شب ترین شب سال

 

یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برپا میشود سابقه دور و درازی دارد . رسم و رسومات شب یلدا مخصوص آریایی هاست و از این شب به عنوان شب زایش خورشید یا شب تولد نوریاد شده است . این تعبیر در فرهنگ آریایی قدمتی بالغ بر هزار سال دارد . گذشتگان ما که پایه و اساس زندگیشان بر کشاورزی و چوپانی استوار بوده و در طول سال با سپری شدن فصول و تضادهای طبیعی موسمی برخورد داشته اند بر اثر تجربه و گذشت زمان گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته و کارها و فعالیتهایشان را با آن تنظیم میکرده اند .

تصور گذشتگان این بود که تاریکی نماینده اهریمن است و روشنی از تجلیات و آثار اهورایی . به همین مناسبت در شب ها آتش روشن می کردند تا تاریکی و عاملان اهریمنی نابود شده و بگریزند . در شب یلدا یا تولد خورشید جهت رفع این نحوست آتش روشن میکردند و دور هم جمع میشدند و سفره پهن میکردند و با هم غذا می خوردند . این سفره جنبه دینی داشت و مقدس بود یعنی از ایزد و خورشید و روشنایی برکت می طلبیدند تا در زمستان به خوشی سر کنند و میوه تازه خشک چیزهای دیگر در سفره تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پر برکت در پیش داشته باشند .

به هر حال ایرانیان امروز هم مانند گذشته شب یلدا را جشن میگیرند . در این شب اقوام و خویشاوندان دور و نزدیک دور هم جمع میشوند و پدربزرگها و مادربزرگها برای بچه ها قصه میگویند و یا فال حافظ میگیرند و آجیل مخصوص این شب و انار و انگور و هندوانه و ... میخورند .

آنها معتقد بودند خوردن میوه هایی چون انار و پرتقال به آن دلیل است که رنگ این میوه ها به مانند رنگ خورشید به هنگام سپیده دم است و از دیر باز رسم بر آن بوده که از این میوه ها در این شب خورده شود .

 



| +| نوشته شده توسط گلناز در چهارشنبه سی ام آذر 1384 ساعت 12:4 |

فقط به خاطر تو

Just For you ... My Sweetheart

 

Virtue

 

Sweet day,so cool,so calm,so bright

The bridal of the earth and sky

The dew shall weep thy fall tonight

For thou must die

 

Sweet rose,whose hue,angry and brave

Bids the rash gazer wipe his eye

Thy root is ever in its grave

And thou must die

 

Sweet spring,full of sweet days and roses

A box where sweets compacted lie

My music shows ye have your closes

And all must die

 

Only a sweet and virtuous soul

Like seasoned timber,never gives

But thought the whole world turn to coal

Then chiefly lives

 



| +| نوشته شده توسط گلناز در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 ساعت 0:58 |

نکات مفید

چند نکته مفيد

 

چنان زندگی کن که وقتی فرزندانت در مورد عدالت،توجه و راستی فکر میکنند به یاد تو بیفتند .

 همه لباسهایی را که در طول سه سال گذشته نپوشیده ای به مستمندان ببخش .

شجاع باش و حتی اگر شجاع نیستی به آن تظاهر کن . هیچ کس نمیتواند تفاوتا بین آنها قایل شود .

شوخی کن و لطیفه بگو اما برای سرگرمی و تفریح،نه برای آزار و اذیت دیگران .

هیچ گاه سالگرد ازدواجت را فراموش نکن .

در حد توان مالی و زمانی خود از یک موسسه خیریه حمایت کن .

به فرزندانت نشان بده که به آنان اعتماد داری .

شریک زندگیت را با دقت انتخاب کن زیرا ۹۰ در صد خوشبختی تو به این تصمیم بستگی دارد .

از بکار بردن عبارتهای طعنه آمیز خودداری کن .

به خلوت فرزندان خود احترام بگذار و قبل از ورود به اتاقشان در بزن .

گوش دادن را بیاموززیرا گاهی اوقات فرصتها بسیار آهسته در میزنند .

هیچ گاه به مقدسات بی حرمتی نکن .

اجازه نده تلفن در لحظات مهم زندگیت خللی ایجاد کند . اگر تلفنی وجود دارد فقط برای آسایش و راحتی توست .

برنده و بازنده خوبی باش .

 هنگامی که خستگی و افسردگی را در صورت کسی میبینی هرگز آنرا به زبان نیاور .

در خلوت انتقاد کن .

هیچ گاه تحت تاثیر نخستین برخورد خام نشو .

برای پیروزی در جنگ اصلی، شکست در نبردهای کوچک را مشتاقانه بپذیر .

به قولت پایبند باش  . . .

و . . . . . . . .

 
 


| +| نوشته شده توسط گلناز در شنبه بیست و ششم آذر 1384 ساعت 9:58 |

تو

 

تقدیم به تو ..........

 

 

 

دلم برات تنگ شده جونم

می خوام ببينمت نمی تونم

بين ما ديوارهای سنگی

فاصله ی يه عمر می دونم

بغض ترانه مو شکستم

می خوام بگم عاشقت هستم

تو عين ناباوری يک شب

خالی گذاشتی هر دو دستم

نيمه شب از خوابم پا می شم

نيستی پيشم باز ديونه می شم

دوری تو تيشه زد به ريشم

نيستی پيشم

بی صدا از من خالی می شم

گونه هام خيس از شبنم غم

نيستی پيشم

 



| +| نوشته شده توسط گلناز در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384 ساعت 0:15 |